مطلب ارسالی از جناب آقای دربندی مدیر محترم مجتمع آموزشی دهلی

image001.png

مطلب ارسالی از جناب آقای دربندی (معلم)


 

در روز اول سال تحصيلى، خانم تامپسون معلّم کلاس پنجم دبستان وارد کلاس شد و پس از صحبت هاى اوليه، مطابق معمول به دانش آموزان گفت که همه آن ها را به يک اندازه دوست دارد و فرقى بين آنها قائل نيست. البته او دروغ مي گفت و چنين چيزى امکان نداشت. مخصوصاً اين که پسر کوچکى در رديف جلوى کلاس روى صندلى لم داده بود به نام تدى استودارد که خانم تامپسون چندان دل خوشى از او نداشت. تدى سال قبل نيز دانش آموز همين کلاس بود. هميشه لباس هاى کثيف به تن داشت، با بچه هاى ديگر نمي جوشيد و به درسش هم نمي رسيد. او واقعاً دانش آموز نامرتبى بود و خانم تامپسون از دست او بسيار ناراضى بود و سرانجام هم به او نمره قبولى نداد و او را رفوزه کرد.
امسال که دوباره تدى در کلاس پنجم حضور مي يافت، خانم تامپسون تصميم گرفت به پرونده تحصيلى سال هاى قبل او نگاهى بياندازد تا شايد به علّت درس نخواندن او پي ببرد و بتواند کمکش کند.

معلّم کلاس اول تدى در پرونده اش نوشته بود: تدى دانش آموز باهوش، شاد و با استعدادى است. تکاليفش را خيلى خوب انجام مي دهد و رفتار خوبى دارد. "رضايت کامل".

معلّم کلاس دوم او در پرونده اش نوشته بود: تدى دانش آموز فوق العاده اى است. همکلاسيهايش دوستش دارند ولى او به خاطر بيمارى درمان ناپذير مادرش که در خانه بسترى است دچار مشکل روحى است.

معلّم کلاس سوم او در پرونده اش نوشته بود: مرگ مادر براى تدى بسيار گران تمام شده است. او تمام تلاشش را براى درس خواندن مي کند ولى پدرش به درس و مشق او علاقه اى ندارد. اگر شرايط محيطى او در خانه تغيير نکند او به زودى با مشکل روبرو خواهد شد.

معلّم کلاس چهارم تدى در پرونده اش نوشته بود: تدى درس خواندن را رها کرده و علاقه اى به مدرسه نشان نمي دهد. دوستان زيادى ندارد و گاهى در کلاس خوابش مي برد.

خانم تامپسون با مطالعه پرونده هاى تدى به مشکل او پى برد و از اين که دير به فکر افتاده بود خود را نکوهش کرد. تصادفاً فرداى آن روز، روز معلّم بود و همه دانش آموزان هدايايى براى او آوردند. هداياى بچه ها همه در کاغذ کادوهاى زيبا و نوارهاى رنگارنگ پيچيده شده بود، بجز هديه تدى که داخل يک کاغذ معمولى و به شکل نامناسبى بسته بندى شده بود. خانم تامپسون هديه ها را سرکلاس باز کرد. وقتى بسته تدى را باز کرد يک دستبند کهنه که چند نگينش افتاده بود و يک شيشه عطر که سه چهارمش مصرف شده بود در داخل آن بود. اين امر باعث خنده بچه هاى کلاس شد امّا خانم تامپسون فوراً خنده بچه ها را قطع کرد و شروع به تعريف از زيبايى دستبند کرد. سپس آن را همانجا به دست کرد و مقدارى از آن عطر را نيز به خود زد. تدى آن روز بعد از تمام شدن ساعت مدرسه مدتى بيرون مدرسه صبر کرد تا خانم تامپسون از مدرسه خارج شد. سپس نزد او رفت و به او گفت: خانم تامپسون، شما امروز بوى مادرم را مي داديد.

خانم تامپسون، بعد از خداحافظى از تدى، داخل ماشينش رفت و براى دقايقى طولانى گريه کرد. از آن روز به بعد، او آدم ديگرى شد و در کنار تدريس خواندن، نوشتن، رياضيات و علوم، به آموزش "زندگي" و "عشق به همنوع" به بچه ها پرداخت و البته توجه ويژه اى نيز به تدى مي کرد.

پس از مدتى، ذهن تدى دوباره زنده شد. هر چه خانم تامپسون او را بيشتر تشويق مي کرد او هم سريعتر پاسخ مي داد. به سرعت او يکى از با هوش ترين بچه هاى کلاس شد و خانم تامپسون با وجودى که به دروغ گفته بود که همه را به يک اندازه دوست دارد، امّا حالا تدى محبوبترين دانش آموزش شده بود.

يکسال بعد، خانم تامپسون يادداشتى از تدى دريافت کرد که در آن نوشته بود شما بهترين معلّمى هستيد که من در عمرم داشته ام.

شش سال بعد، يادداشت ديگرى از تدى به خانم تامپسون رسيد. او نوشته بود که دبيرستان را تمام کرده و شاگرد سوم شده است. و باز هم افزوده بود که شما همچنان بهترين معلمى هستيد که در تمام عمرم داشته ام.

چهار سال بعد از آن، خانم تامپسون نامه ديگرى دريافت کرد که در آن تدى نوشته بود با وجودى که روزگار سختى داشته است امّا دانشکده را رها نکرده و به زودى از دانشگاه با رتبه عالى فارغ التحصيل مي شود. باز هم تأکيد کرده بود که خانم تامپسون بهترين معلم دوران زندگيش بوده است.

چهار سال ديگر هم گذشت و باز نامه اى ديگر رسيد. اين بار تدى توضيح داده بود که پس از دريافت ليسانس تصميم گرفته به تحصيل ادامه دهد و اين کار را کرده است. باز هم خانم تامپسون را محبوبترين و بهترين معلم دوران عمرش خطاب کرده بود. امّا اين بار، نام تدى در پايان نامه کمى طولاني تر شده بود: دکتر تئودور استودارد.

ماجرا هنوز تمام نشده است. بهار آن سال نامه ديگرى رسيد. تدى در اين نامه گفته بود که با دخترى آشنا شده و مي خواهند با هم ازدواج کنند. او توضيح داده بود که پدرش چند سال پيش فوت شده و از خانم تامپسون خواهش کرده بود اگر موافقت کند در مراسم عروسى در کليسا، در محلى که معمولاً براى نشستن مادر داماد در نظر گرفته مي شود بنشيند. خانم تامپسون بدون معطلى پذيرفت و حدس بزنيد چکار کرد؟ او دستبند مادر تدى را با همان جاهاى خالى نگين ها به دست کرد و علاوه بر آن، يک شيشه از همان عطرى که تدى برايش آورده بود خريد و روز عروسى به خودش زد.

تدى وقتى در کليسا خانم تامپسون را ديد او را به گرمى هر چه تمامتر در آغوش فشرد و در گوشش گفت: خانم تامپسون از اين که به من اعتماد کرديد از شما متشکرم. به خاطر اين که باعث شديد من احساس کنم که آدم مهمى هستم از شما متشکرم. و از همه بالاتر به خاطر اين که به من نشان داديد که مي توانم تغيير کنم از شما متشکرم.

خانم تامپسون که اشک در چشم داشت در گوش او پاسخ داد: تدى، تو اشتباه مي کنى. اين تو بودى که به من آموختى که مي توانم تغيير کنم. من قبل از آن روزى که تو بيرون مدرسه با من صحبت کردى، بلد نبودم چگونه تدريس کنم.

بد نيست بدانيد که تدى استودارد هم اکنون در دانشگاه آيوا يك استاد برجسته پزشکى است و بخش سرطان دانشکده پزشکى اين دانشگاه نيز به نام او نامگذارى شده است !



 

همين امروز گرمابخش قلب يک نفر شويد... وجود فرشته ها را باور داشته باشيد

                  مطمئن باشيد که محبت شما به خودتان باز خواهد گشت

 

 

مطلب ارسالی از جناب آقای دربندی (کاربرد روانشناسی در زندگی)

کاربرد روانشناسی در زندگی

فکر می‌کنید روانشناسی فقط برای دانش ‌آموزان، دانشگاهیان و درمانگران است؟ اشتباه می‌کنید. از آنجا که روانشناسی موضوعی هم کاربردی و هم تئوریک است، از آن می‌توان به طرق مختلف استفاده کرد. با اینکه تحقیقات انجام گرفته در این زمینه برای خوانندگان عمومی سنگین است اما نتایج این آزمایشات و تحقیقات می‌تواند کاربرد مهمی در زندگی روزمره ما داشته باشد. از اینرو در زیر به ۱۰ مورد از مهمترین کاربردهای روانشناسی در زندگی اشاره می‌کنیم.

1. انگیزه پیدا کنید

هدفتان چه ترک کردن سیگار باشد، چه کم کردن وزن یا یاد گرفتن یک زبان جدید، روانشناسی درس‌های زیادی برای ایجاد انگیزه دارد. برای بالا بردن سطح انگیزه‌ تان برای انجام یک کار، از نکات زیر که از تحقیقات انجام گرفته در روانشناسی آموزشی و شناختی به دست آمده است استفاده کنید.

- برای بالا نگه داشتن سطح علاقه‌ تان، با عناصر جدیدی آشنا شوید.
- برای جلوگیری از خستگی و یکنواختی، تکرار و تناوب کار را تغییر دهید.
- چیزهای جدیدی یاد بگیرید که بر اساس دانش کنونی تان باشد.
- اهداف مشخص برای خود تعیین کنید که مستقیماً با آن کار در ارتباط باشند.
- برای کاری که خوب انجام می ‌دهید به خودتان پاداش دهید.

 مهارت‌های رهبریتان را ارتقاء دهید


مهم نیست که مدیر یک دفتر باشید یا مدیر یک کلوپ مخصوص جوانان، داشتن مهارت‌های خوب مدیریتی و رهبری در نقطه ‌ای از زندگیتان به درد خواهد خورد. همه آدم‌ها رهبر به دنیا نمی‌آیند اما چند نکته ساده که از تحقیقات روانشناسی مربوط به این موضوع به دست آمده است، می‌تواند به شما برای ارتقاء مهارت‌های رهبریتان کمک کند. یکی از مشهورترین تحقیقات انجام گرفته بر روی این موضوع به سه سبک مدیریتی مشخص می‌پردازد. نکات زیر برگرفته از یافته ‌های این تحقیق است:

- افراد گروه را به ‌خوبی راهنمایی کنید اما اجازه دهید همه نظراتشان را ابراز کنند.
- در مورد راهکارهای احتمالی برای مشکلات با اعضای گروه صحبت کنید.
- بر تقویت ایده‌ ها تمرکز داشته باشید و به نظرات خلاق گروه پاداش دهید.

 ارتباط عمومیتان را قوی‌تر کنید


ارتباط عمومی فراتر از نحوه حرف زدن و نوشتن شماست. تحقیقات نشان می‌دهد که نشانه‌ های غیرکلامی سهم زیادی در ارتباطات میان فردی دارد. برای اینکه به طور موثری پیامتان را به فرد مقابل برسانید، باید یاد بگیرید چطور به صورتی غیرکلامی خود را ابراز کنید و در افراد پیرامونتان نیز به دنبال اشارات غیرکلامی باشید. در زیر به چند استراتژی مهم اشاره می‌کنیم:

- ارتباط چشمی قوی داشته باشید.
- نشانه‌های غیرکلامی را در دیگران تشخیص دهید.
- یاد بگیرید از تن صدایتان برای تقویت پیامتان استفاده کنید.

 یاد بگیرید دیگران را بهتر درک کنید


درست مثل ارتباط غیرکلامی، توانایی شما در درک احساساتتان و احساسات اطرافیانتان نقش مهمی در روابط و زندگی شغلیتان بازی می‌کند. واژه هوش احساسی به توانایی شما برای درک احساسات خودتان و دیگران اطلاق می‌شود. این مسئله آنقدر اهمیت دارد که برخی از روانشناسان اعتقاد دارند هوش احساسی شما بسیار مهم‌تر از هوش فکریتان است. اما چطور می‌توانید هوش احساسیتان را تقویت کنید؟ راهکارهای زیر می‌تواند کمکتان کند:

- واکنش ‌های احساسی خود را به دقت ارزیابی کنید.
- تجربیات و احساساتتان را در دفترچه ‌ای یادداشت کنید.
- سعی کنید موقعیت‌های مختف را از دیدگاه دیگران ببینید.

 تصمیمات درست‌تری بگیرید


تحقیقات انجام شده در روانشناسی شناختی اطلاعات زیادی درمورد تصمیم‌گیری ارائه می‌کند. با اعمال این راهکارها در زندگیتان، می‌توانید یاد بگیرید تصمیمات هوشمندانه‌ تری اتخاذ کنید. دفعه بعدی که خواستید یک تصمیم بزرگ بگیرید، سعی کنید از تکنیک‌های زیر استفاده کنید.

- سعی کنید به موقعیت از دیدگاه‌ های مختلف نگاه کنید: دیدگاه منطقی، احساسی، شهودی، خلاقانه و دیدگاه مثبت‌گرا و منفی‌گرا.
- هزینه‌ها و فواید احتمالی یک تصمیم را در نظر بگیرید.
- از روش‌های تجزیه و تحلیل شبکه ‌ای استفاده کنید که برای میزان ارضاء هر نیاز با هر تصمیم یک نمره می‌دهد.

 حافظه ‌تان را تقویت کنید

تابحال به این فکر کرده‌اید که چرا می‌توانید یک اتفاق خاص که در دوران بچگیتان اتفاق افتاده را به خوبی به یاد بیاورید اما اسم مشتری که چند روز پیش به شما مراجعه کرد را به یاد نمی‌ آورید؟ تحقیقات زیادی درمورد نحوه فرم‌ گرفتن خاطرات جدید و همچنین نحوه فراموش کردن ما انجام گرفته است. چطور می‌توانید قدرت حافظه ‌تان را تقویت کنید؟

- روی اطلاعات تمرکز کنید.
- آنچه یاد گرفته‌ اید را تکرار کنید.
- از انحراف حواس جلوگیری کنید.

 تصمیمات مالی هوشمندانه ‌تری اتخاذ کنید


تحقیقات انجام گرفته در این زمینه که به اقتصاد رفتاری معروف است به نتایج خوبی دست یافته است که می‌توانید برای اتخاذ تصمیمات مالی مدیریتی از آنها استفاده کنید. یک تحقیق نشان داده است که کارمندان و کارگران می‌توانند با استفاده از برخی از راهکارهای زیر پس ‌انداز خود را سه‌ برابر کنند:

- وقت تلف نکنید! از همین امروز پس ‌انداز کردن را شروع کنید.
- برای اختصاص دادن برخی از عایدات آینده خود به پس ‌انداز زمان بازنشستگی از قبل اقدام کنید.
- مراقب تعصبات شخصی که موجب انتخاب‌های مالی ضعیف می‌شود باشید.

 نمره بهتری بگیرید


دفعه بعدی که وسوسه شدید که از امتحانات کلاسی، امتحان میان‌ ترم و پایان‌ ترم شکایت کنید، این تحقیق را به یاد بیاورید که نشان داد امتحانات کلاسی به شما کمک می‌کند چیزهایی که یاد گرفته‌اید را بهتر به خاطر بسپارید، حتی اگر در امتحان از آن سوال نیامده باشد.

یک تحقیق دیگر نشان داده است که امتحان دادن خیلی بهتر از درس خواندن به تقویت حافظه شما کمک می‌کند. در این تحقیق مشخص شد دانش ‌آموزانی که مرتب امتحان می‌دادند، ۶۱ درصد از درس آموخته شده را به یاد داشتند اما فقط ۴۰ درصد از آنهایی که فقط درس می‌خواندند مواد درسی را به یاد داشتند. اما چطور می‌توانید این یافته‌ها را در زندگی تعمیم دهید؟ وقتی می‌خواهید اطلاعات جدید یاد بگیرید، هرازگاهی از خودتان امتحان بگیرید تا آنچه یاد گرفته ‌اید را در حافظه‌ تان بسپارید.

 بازده کاریتان را بیشتر کنید


گاهی اوقات به نظر می‌رسد که هزاران کتاب، سایت و مجله به ما می‌گوید چطور از روزمان استفاده بیشتری ببریم اما چقدر از این توصیه‌ ها در تحقیقات واقعی به اثبات رسیده‌ اند؟ بعنوان مثال، به دفعاتی فکر کنید که شنیده‌ اید انجام همزمان چند کار می‌تواند سرعت، دقت و بازده کارتان را کم می‌کند. برای بالا بردن بازده کاریتان چه درسی از روانشناسی می‌توانید بگیرید؟ اینها برخی از راهکارها در این رابطه هستند:

- وقتی روی کارهای پیچیده و خطرناک کار می‌کنید از انجام همزمان کارهای دیگر خودداری کنید.
- روی کاری که در دست دارید تمرکز کنید.
- از منحرف شدن حواستان جلوگیری کنید.

 سالم‌ تر باشید


روانشناسی می‌تواند ابزار مفیدی برای تقویت سلامت عمومی شما هم باشد. از راه ‌های تقویت ورزش و تغذیه سالم‌تر گرفته تا درمان افسردگی، زمینه روانشناسی سلامت استراتژی ‌های بسیار مفیدی ارائه می‌دهد که به شما کمک می‌کند سالم‌تر و شادتر زندگی کنید. برخی نمونه‌هایی که می‌توانید مستقیماً وارد زندگیتان کنید عبارتند از:

- تحقیقات نشان داده است که هم نور خورشید و هم نور مصنوعی می‌تواند علائم اختلالات فصلی را کاهش دهد.
- تحقیقات نشان داده است که ورزش درمانی بسیار موثر برای افسردگی و همچنین اختلالت ذهنی است.
- تحقیقات نشان داده است که کمک به دیگران برای درک خطرات رفتارهای ناسالم به انتخاب ‌های سالمتری می ‌انجامد

مطلب ارسالی از جناب آقای آقابراری از اسلام آباد

در يك مدرسه راهنمايي دخترانه در منطقه محروم شهر خدمت مي كردم و چند سالي بود كه مدير مدرسه شده بودم.
قرار بود زنگ تفريح اول، پنج دقيقه ديگر نواخته شود و دانش آموزان به حياط مدرسه بروند.
هنوز دفتر مدرسه خلوت بود و هياهوي دانش آموزان در حياط و گفت وگوي همكاران در دفتر مدرسه، به هم نياميخته بود.
در همين هنگام، مردي با ظاهري آراسته و سر و وضعي مرتب در دفتر مدرسه حاضر شد و خطاب به من گفت:
«با خانم... دبير كلاس دومي ها كار دارم و مي خواهم درباره درس و انضباط فرزندم از او سؤال هايي بكنم.»
از او خواستم خودش را معرفي كند. گفت:
«من 'گاو' هستم ! خانم دبير بنده را مي شناسند. بفرماييد گاو، ايشان متوجه مي شوند.»
تعجب كردم و موضوع را با خانم دبير كه با نواخته شدن زنگ تفريح، وارد دفتر مدرسه شده بود، درميان گذاشتم.
يكه خورد و گفت: «ممكن است اين آقا اختلال رفتار داشته باشد. يعني چه گاو؟ من كه چيزي نمي فهمم...»
از او خواستم پيش پدر دانش آموز ياد شده برود و به وي گفتم:
«اصلاً به نظر نمي رسد اختلالي در رفتار اين آقا وجود داشته باشد. حتي خيلي هم متشخص به نظر مي رسد.»
خانم دبير با اكراه پذيرفت و نزد پدر دانش آموز كه در گوشه اي از دفتر نشسته بود، رفت.
 مرد آراسته، با احترام به خانم دبير ما سلام داد و خودش را معرفي كرد: «من گاو هستم!»
- خواهش مي كنم، ولي...
- شما بنده را به خوبي مي شناسيد.
من گاو هستم، پدر گوساله؛ همان دختر۱۳ ساله اي كه شما ديروز در كلاس، او را به همين نام صدا زديد...
دبير ما به لكنت افتاد و گفت: «آخه، مي دونيد...»
- بله، ممكن است واقعاً فرزندم مشكلي داشته باشد و من هم در اين مورد به شما حق مي دهم.
ولي بهتر بود مشكل انضباطي او را با من نيز در ميان مي گذاشتيد. قطعاً من هم مي توانستم اندكي به شما كمك كنم.
خانم دبير و پدر دانش آموز مدتي با هم صحبت كردند.
گفت و شنود آنها طولاني، ولي توأم با صميميت و ادب بود. آن پدر، در خاتمه كارتي را به خانم دبير ما داد
و با خداحافظي از همه، مدرسه را ترك كرد.
وقتي او رفت، كارت را با هم خوانديم.
در كنار مشخصاتي همچون نشاني و تلفن، روي آن نوشته شده بود:
«دكتر... عضو هيأت علمي دانشكده روانشناسي و علوم تربيتي دانشگاه
...»

مدیریت آموزشگاهی 2

وظايف مدیـــــــر در امــــور دانش آمـــوزان

وظايف و خدمات اداري و سرپرستي دانش آموزان عبارتند از:

۱- پذيرش، ثبت نام، گروه بندي آنان و نگهداري آمارهاي حضور و غياب، سوابق و اطلاعات شخصي و تحصيلي دانش آموزان.

۲- شناسايي تواناييها، علايق و نيازهاي دانش آموزان و پرورش آنها.

امروز علاوه بر نيازهاي آموزشي ـ تحصيلي دانش آموزان، به تأمين نيازهاي بهداشتي ـ رواني، زيستي ـ فيزيولوژيك و رشد شخصيتي آن ها توجه بيشتري مبذول مي شود. براي مثال: بهره گيري از مشاركت دانش آموزي (Student government ) كه امروزه به عنوان يكي از ويژگيهاي مدارس اثر بخش مطرح است. مدير و كاركنان در يك مدرسه اثر بخش مي دانند كه هدف اصلي مدرسه ايجاد يك برنامة آموزشي است كه بتواند منافع و نيازهاي اجتماعي،‌ فردي و آموزشي دانش آموزان را بر طرف سازد.

 

وظايف مدیـــــــر در امــــور کارکنــــــان

همانطور كه در مديريت نيروي انساني مطرح مي شود، هر عضو سازمان به دليل نقشي كه در آن ايفا مي كند از جايگاهي خاص برخوردار است و مدير به عنوان كارگرداني محسوب مي شود كه علي رغم اين كه ممكن است در تمام زمينه ها تخصص نداشته باشد، اما بايد توانايي و مهارت هماهنگ سازي فعاليت هاي تمام اعضا در جهت رسيدن به اهداف تعيين شده را دارا باشد. بنابراين توفيق عملكردهاي مديريتي در گرو همدلي و همكاري تمام اعضاي سازمان است و از اين رو رفتار مدير در بهادادن به نقش هر يك از اعضاء از طريق توجه به نيازهاي شخصيتي،‌ امنيتي و اجتماعي و دفاع از حقوق آن ها حائز اهميت فراوان است.

 

مدير مدرسه بايد كادر اداري و آموزشي مناسب و هماهنگي را براي مدرسه تدارك ببيند. در اين مورد،‌ انتخاب معلماني متناسب با زمينة اجتماعي ـ فرهنگي منطقه و نيز انتخاب معاوناني برخوردار از برخي ويژگي ها و مهارت هاي مديريتي، ضروري است و بر مبناي انتظارات بيان شده، از عملكرد كاركنان ارزشيابي به عمل آورد و هر گونه پاداش دهي و تشويق را بر نتايج ارزشيابي مبتني سازد. قضاوت درباره ‌نحوه كار معلم از طريق نمرات دانش آموزان در آزمون هاي پيشرفت تحصيلي، مبناي كافي و عيني را شامل نمي باشد. در چنان رويه اي تأكيد همواره روي حقايق آموخته شده مي باشد و ديگر موارد مربوط به آموزش و پرورش كه ممكن است مهمتر و اساسي تر از آموزش آن حقايق باشد از نظر مخفي مي ماند. مثلاً مهارت و كارداني، كه معلم در هدايت و پرورش عاطفي و اجتماعي دانش آموزان به كار مي برد، مورد توجه قرار نمي گيرد. ارزشيابي از كار اعضاي آموزشي بايد به گونه اي باشد كه معلمان صادق و خدمتگذار از معلمان كم تحرك تشخيص داده شوند. گاهي اوقات لازم است به موضوعاتي فراتر از انجام وظيفة روزمره انديشيد. اگر چه معلمان معمولاً با دعوت مديران در جلسات شركت مي كنند، ولي آمادگي قبلي و اظهار علاقه به مسائل شورا و شركت فعال و مسؤولانه در جلسات ارزش بيشتري از فقط شركت كردن دارد.

 

 يكي از وظايف عمدة مدير نسبت به كاركنان، تشويق آنان براي مشاركت در تصميم گيريهاست. به ويژه تصميماتي كه به سرنوشت كاري آنان مربوط مي شود. اهميت دادن به شورا در مدرسه، در مفهوم واقعي يعني نظر خواهي از جمع، قدرت تصميم گيري دادن به جمع و مبنا قراردادن نظرات جمع در تصميمات. پس از اخذ تصميم، اجراي آن نيازمند قدرت رهبري است؛ از ايجاست كه موضوع وحدت مديريت و رهبري به ميان مي آيد. فرض بر آن است كه رهبر اثر بخش، انجام وظايف را تضمين مي كند و در همان حال، همكاران را كمك مي كند تا احساس كنند كه نيازهاي اجتماعي شان تأمين مي شود. امروزه ديدگاه هاي مختلفي دربارة اهميت نقش رهبري در مديريت وجود دارد كه يكي از اين ديدگاه ها مدير را در نقش « Super Leader  » معرفي مي كند. « مدير در نقش ابر رهبري تلاش مي كند تا دامنة مشاركت همكارانش را تا آن حد گسترش دهد كه هر همكار بتواند به شكل خودرهبر (Self Directed) درآيد. اين الگوي رهبري بر اين فرض استوار است كه چنانچه كاركنان به اين مرحله برسند، خود و سازمان حداكثر بهره گيري را از توانايي ها و ظرفيت هاي آنان به دست مي آورند ».

 

مديريت موفق مستلزم برخورداري از توان رهبري و يا قدرت نفوذ در ديگران است. با استفاده از « قدرت مقام » كه ناشي از حكم مديريت است،‌ مدير قادر مي گردد تا خواسته هايش را به سرعت برآورده سازد و تا هنگامي كه قدرت تنبيه و پاداش دهي دارد، اين قدرت كارآيي خواهد داشت. به عبارت ديگر، با دور شدن مدير از محيط كار،‌ كارها روال عادي خود را مي يابند. اما در استفاده از « قدرت شخصي » يا قدرت نفوذ، كاركنان نه از روي ترس و اجبار، بلكه به طور داوطلبانه و از روي ميل، شخصيت و نظرات مدير را مي پذيرند و خود را نسبت به خواسته هاي او متعهد احساس مي كنند. پاسخ به پرسش هاي زير كه به تعريف عملياتي « قدرت مقام » و « قدرت شخصي » مي پردازند، مي تواند مديران را نسبت به توان رهبري خود آگاه سازد:

 

قــــــــــدرت شخصــــــــــي

- آيا خواسته هايتان را با تكيه بر دور انديشي و استدلال اعمال ميكنيد؟

- آيا از آستانة تحمل بالايي برخورداريد؟

- آيا خواسته هايتان را به صورت دوستانه بيان مي كنيد؟

- آيا در تصميمات شوراي مدرسه، فقط يك رأي را براي خود قائليد؟

- آيا با انجام ارزشيابي بر اساس عملكرد، همكاران را به كار تشويق مي كنيد؟

- آيا به آزادي انديشه به عنوان يك اصل در بروز خلاقيت در افراد باور داريد؟

- آيا قبل از اجراي تصميمتان آن را در شورا مطرح مي سازيد؟

 

قــــــــدرت مقـــــــام

- آيا خواسته هايتان را با تكيه بر حكم مديــريت اعمال مي كنيد؟

- آيا اغلب، همكاران را تهديد به توبيخ كتبـــي مي نماييد؟

- آيا خواسته هايتان را به صورت آمرانه بيان مي كنيد؟

- آيا در تصميمات شوراي مدرسه، « حق وتو » را براي خود حفظ مي كنيد؟

- آيا همكاران را با تهديد به كاهش امتياز ارزشيابي به كار تشويق مي كنيد؟

- آيا همواره علاقه منديد كه همكاران انديشه هاي متعارف را مطرح سازند؟

- آيا همواره تلاش مي كنيد آنچه را كه درست مي دانيد به همكاران بقبولانيد؟

 

وظایف مدیـــــر در زمینه بــــرنامه آموزشــــی و تدریس

بخش مهمي از اثر بخشي مديريت آموزشگاهي به روند درست فعاليت هاي آموزشي در مدرسه مربوط مي شود. يعني به منظور تحقق اهداف آ‚وزشي، هر يك از ندست اندركان مدرسه سهمي از اين فعالت ها را بر عهده دارند و تسهيل جريان ياددهي ـ يادگري و نظارت بر حسن اجراي امور آموزشي بر دوش مدير خواهد بود. الته همانگونه كه قبلاً توفيق عملكردهاي مديريتي را در قالب يك فرآنيد مشاركتي ذكر كرديم،‌موفقيت نظارت آموزشي نيز در مشاركت و دروني بودن آن است. زيرا بر خلاف گذشته مدرسه به عنوان" نظام آراية آموزش " ‌تلقي مي شد، هم اينك مدارس بع نوان اجتماعات يادگيري( Learning Communties) محسوب مي شوند. اجتماع به وسيله كانونهايي شناخته مي شود كه اين كانونها گنجينه اي از ارزشها، ‌احساسات و اعتقادات هستند و زمينة مشترك لازم ار براي پيوستن افراد به يك هدف مشترك فراهم میكنند. در مجموع اين كانونها توضيح ميدهند آنچه را كه براي مدرسه ارزشمند است و يك سري از هنجارهايي را فراهم مي سازند كه رفتار را هدايت ميكند و به زندگي اجتماع مدرسه معني ميدهد.

 

در مدارس، هنجارهاي اجتماع‌ با هنجارهايي كه تدريس را به عنوان يك حرفه تخصصي توسف ميكنند در آميختهه شده اند و اين دو سري هنجارها مبنايي را براي آنچه كه بايد انجام شود و چگونه انجام شود، فراهم میكنند. در اين معني، تدريس از يك عمل فردي به يك اقدام جمعي( Colective Practice) تبديل ميشود. در اقدام جمعي، معلمان نه تنها با مهارت تدريس ميكنند، بلكه در صورت نياز درخواست كمك ميكنند. بصيرت و دانش خود از تدريس را با يكديگر در ميان مي گذارند، موفقيت مدرسه را بر موفقيت كلاس درس ترجيح مي دهند. در اقدام جمعي، همكارهاي توأم با برابري، ‌به عنوان يك نماد قداست حرفه يا مطرح مي گردد. اگر قرار باشد كه تدريس، يك امر جمعي تلقي شود بايستي« اقتدار حرفه اي » و « اقتدار اخلاقي »، نيروي محركه عمليات تعليماتي را تشكيل دهد. در آن صورت است كه راهنمايي تعليماتي از درون دست اندركاران تعليم و تربيت به خصوص معلمان و مديران نشأت خواهد گرفت و راهنمايي تعللمياتي آن چنان كه امروزه شناخته شده است، از بيرون بر آنان تحميل نخواهد شد. تلقي برخي از مديران از وظايف مديرت آموزشگاهي، عبارت از وظايف مديرت به طور عام برنامه ريزي، سازماندهي، هماهنگي،‌ رهبري و كنترل ‌است و از اين جهت در درك برخي از اين نوع وظايف دچار سو‍‍‍‍ء تعبير هستند. مثلاً حيطة كنترل را به جنبه هاي غير آموزشي محيط كار نيز ربط مي دهند كه چه بسا اين تلقي مشكل آفرين باشد.

 

وظايف مديــــران در امــــور اداري و مالــــــي 

آماده كردن بودجه مدرسه، ايجاد يك سيستم حسابرسي داخلي، نظارت بر خريدهاي مدرسه، حسابرســـي پولهـاي مدرسه، حسابرسي متعلقات مدرسه و نظارت بر انجام بي دردســر كارهاي اداري.

مدیریت قضاوت در قضاوت مدیریتی (مطلب جناب آقای توکلی مدیر محترم پونا)

 

مدیریت در نظام کنونی و نوین جهان نقشی پر آوازه یا بهتر بگوییم اصول و پایه را به خود اختصاص داده است ، بطوریکه تمام علوم و فنون در رهیابی به موفقیت می بایست از این مسیر تحول صعودی طی طریق نمایند.

در عالم  وجود شناخت واقعیات با دریافتهای پردازشی درونی بسیار اختلاف فاحش و بعضا غیر متجانس و ناهماهنگ دارد ، ئرک واقعیت های پیرامون و مورد وقوع نقس مهم در طبقات سارمانی فرآیند برخورد و بازخورد ، در امر تصمیم گیری و تصمیم ساری را ایفامی کند ، بطوریکه رعایت این مهم در کارسازی سازمانی در نیل به اهداف و ایده ال ها اساسی ترین موضوعات یک مجموعه زنده و ترمیم گرا را تشکیل می دهد.  

ادراک حقیقی ، شناخت جهانی است که در آن زندگیمی کنیم. ما بر اساس درکمان از واقعیت ها ، نه بر اساس آنچه عملا حقیقت دارد ، رفتار می کنیم . ما اطلاعات را دریافت و آن را جمع بندی و در قالب کلمات منقش به ادب و نزاکت که برای خودمان منحصر به فرد است ، تعبیر و تفسیر می کنیم. به عبارت دیگر، تصویری از جهان واقعی را نقاشی می کنیم که نمایانگر تفکر روانسازی شده ماست ف که اگر قلم ترسیمگر قضاوت را با همان بوم و رنگ و محیط و شرایط به نقاشی ماهر و ربر دست و یا نا آزموده ای مبتدی و نا آشنا بدهیم به همهن اندازه ر ابعاد و خصایص ترسیم شده با دیگر بومهای نقاشی شده اختلافی زیاد منبعث از تفکراتو بر داشتهای ذاتی و اکتسابی افراد دارد.

بنا بر این، افراد از حیث تصویر گری یکسان نمی باشند، به مفهومی کاملا واقعی، هر یک از ما در دنیای خاص خود زندگی می کنیم. تشخیص تفاوتخای موجود بین ئنیای ادراکی و واقعی  برای درک رفتار سازمانی اهمیت دارد . مدیران آگاه از تفاوتها به هنگام تصمیم گیری دقت بیشتری به خرج می دهند د از اتخاذ تصمیمات مهم براساس شواهد نا کافی پرهیز می کنند. دقت د رعایت انصاف نشات گرفته از آن ، موضوعی حیاتی در شناخت رفتار است، و ما می توانیم انجام قضاوتهای دقیق تر در جریان ادراک دیگران را بیاموریم. برای این منظور لازم است از جهت گیریهای بالقوه و بالذات در زمینه فرآیندقضاوت و ادراک آگاه شویم.

ادراک به زبان ساده & درک حسی وپردازش بیرونی ودرونی و تطبیق با دروندادهای فطری و اکتسابی با وقایع و رویدادهای حادث محیطی جهت ملاک عمل قرار دادن آن & در تصمیمات و وانتخاب های آتی و آنی بصورت منظم وسازمانی می باشد.

ادراک & آگاهی از رخدادها، مردم و مستلزم جستجو& بدست آوردن و پردازش اطلاعات است. آنچه انجام می دهیم بستگی دارد به اینکه چگونه فضایی دا که در آن قرار می گیرد ، امری طبیعی است.نظر یک مادر به فرزند خود طبعا می تواند با نظر سایرین مثلاً کارفرمای فرزندش متفاوت باشد. از جمله دلایل تصمیم سازی نا مناسب می توان به موارد زیر اشاره کرد.

1-     تصمیم گیری به توجه به محدودیت های سازمانی و آیین نامه ای.

2-     مشارکت دادن افراد کوچک در تصمیم سازی های بزرگ .

3-     توجه و اتکا به دلایل غیرضرور یا غیر واقعی خودآگاه یا ناخودآگاه .

4-     پیش داوری یا ذهنیت قبلی از سوی تصمیم سازان یا مدیران .

5-     فقدان ادله کافی برای نتیجه گیری یا ایجاد تغییر سازمانی .

6-     تلاش برای نیت خوانی و تعبیر رفتارهای غیر کلامی فرد یا گروه هدف .

7-     برتری دادن منافع  وسودشخصی  بر منافع گروه یا سازمان توسط مدیر یا تصمیم ساز.

8-     نداشتن تنوع در کارشناسان یا عدم بکارگیری مشاوران خارج از سازمان در امر تصمیم سازی ولو اینکه دارای تجربیات مهم یا انکار ناپذیر باشند.

برای یک قضاوت هر چه نزدیکتر به صواب ، فرد کانونی در روند تصمیم سازی ویا حتی تصمیم گیری  بایستی از آفات فوق دوری کرده و بتواند سازمان زیر مجموعه خود را روانتر وصائب تر هدایت کند. حتی تلاش در این سمت و سو نیز بزودی منجر به داشتن گروه یا سازمانی یکدل و فداکار ودر نتیجه موفق و با برونداد معین و پیش رونده خواهد گردید.

 

                                                                                   مجید قدیمی توکلی

                                                                            مجتمع آموزشی پونا

تبریک وشادباش

عزیز بودن زیباست ودوست داشتن هنر است اما به یاد عزیز بودن زیباترین هنر است باعث افتخاراست که عرض شادباش وتبریک اینجانب زودترازنسیم روح بخش نوروز خدمت شما همکار محترم وخانواده ی گرامی شرفیاب شود.پیشاپیش عید برشما وخانواده محترمتان مبارک باد.انشاالله ماموریتی پربار وبی خطرْهمراه با سربلندی وافتخار داشته باشید.

مطلب جناب آقای مجید توکلی مدیر محترم مجتمع آموزشی پونا(مدیریت اقتضایی)

 بزرگان و  تجربه مندان  عرصه  مدیریت  نیک  بر دگردیسی و تحول علم مدیریت از

 کلاسیک به  نئوکلاسیک و ایستگاه پرمناقشه مدیریت انسان محور و مولفه هایی که  این علم  بسیار  مهم را  قدم  به قدم  رشد داده و برآیندی جدید از  مفهوم  مدیر و مدیریت  در راستای  بهره وری حداکثری را  عرضه  داشتند  ، آگاهند . در حقیقت  ناکارآمدی  هر مکتب و سامانه ، اهل فن وآگاهان را به سمتی دیگر سوق داد واینک مکاتب چندگانه مدیریتی در  پیش روی هر صاحب نظر و کارفرما است و این البته به معنای آن نیست که  در تمامی امور و سازمان ها  این  آخرین نسخه از  مکاتب  مذکور  فصل الخطاب و کارگشا  است .  چه بسا ، سازمان هایی که برنامه و وظیفه  ذاتی آنان با آمرانه گی و انضباط  عجین  است و به  وضوح و مصرانه  گرایش غالب به مکتبی خاص دارند . درسامانه  مدیریت  اقتضایی ، هر  موضوع خود  برخاسته  از مولفه ها و حواشی خاص خود بوده  و طبعا  برایند ویژه خود را دارد و  با توجه به حیطه انسانی  کار ، در اصطلاح روانشناسان منحصر به فرد(unique) می باشد ولذا حکمی واحد برموضوعات به ظاهرمشابه روایی ندارد.هرگز نمی توان برای دو رویداد  بظاهر همسان ، نسخه ای واحدپیچید و کنشی یکسان بروز داد .

در عرصه برخورد با انسان وافکار و مواجهه با روح و روان و درگیرشدن با احساس وعاطفه که مفتاح ورود کامیابانه بر مقوله اثرگزاری و تعلیم وتربیت است ، مدیریت بایستی سمت وسویی محسوس وآشکار بر رفتارها وکنش های انسان محورانه و عاطفه گرایانه داشته باشد .مدیریت صحیح ومنطقی ؛ هر چه به خط مقدم و صف نخستین کنش و واکنش با دیگر اعضای سازمان هدف نزدیک تر می شود ، بایستی در پی درک وشناخت بیشتری از روان پیچیده و عاطفه گرانسنگ آدمی داشته باشد . روح حساس و جستجوگر کودک و نوجوان  بیش  از انتظار و دانش ما ، بر رفتار و گفتار ما نظارت وقضاوت دارد واین همان غفلتی است  که هماره  مذکری در کنار می طلبد و این حکم پیوسته  بر هرکس جاری و ساری  است . توجه  امروزه  اندیشمندان  عرصه  آموزش و پرورش به  ضریب  و  بهره عاطفی  (EQ)  در قیاس  با  بهره هوشی  (IQ) آنگونه که معمول بوده است ، خود زنگ

بیدارباش را به خوبی نواخته وبر آن تاکید دارد .

مدیران مدارس و معلمان؛که آنان نیز مدیران کلاس خود هستند ، بعلت تماس مستقیم

 با گروه  هدف (فراگیران)  بایستی هر چه بیشتر بر مهارتهای عاطفی خود بیفزایند ودردل و جان فراگیران  نفوذ کنند . ایجاد محیطی آرامبخش وتقویت روح همگرایی و تشدید روحیه  مرافقت جمعی  از وظایف  محتوم  مدیر آموزشگاه در مدیریت اقتضایی و الفبای تسری این روح وروحیه به کلاس ودانش آموز است .قلب نا آماده و اشتیاق نابرانگیخته فراگیر هرگز نمی تواند بستری برای نشاندن بذر دانش و معرفت  دردل و ذهن او باشد وحضور فیزیکی هیچگاه به معنای پذیرش و دریافت پیام نیست و در صورت اصرار آمرانه، با  جهش  از  محتوی  به  شکل  ، دیگرگونی خود  را  در میدان  رفتار و فرهنگ جامعه نشان خواهد داد .

 

باتشکر از جناب آقای توکلی به خاطر ارسال مطلب فوق

قابل توجه مدیران وهمکاران ارجمند

ضمن عرض سلام خدمت همکاران محترم ومدیران ارجمند مجتمع های آموزشی شبه قاره هندوبا سپاس از جناب آقایان دربندی وآقابراری به خاطر ارسال مطالب مدیریتی.

خوشحال می شویم که از تجارب بقیه همکاران در شبه قاره استفاده نماییم.خواهشمند است مطالب خود را به آدرس kazemik1343@yahoo.com     ارسال نمایید

مدیریت آموزشگاهی 1

مقدمـــــــــــــــــه

در اين مقاله تلاش شده است كه ضمن تشريح وظايف مديران مؤسسات آموزشي، برخي از مسائلي كه چه در زمينة تلقي مديريت آموزشگاهي به عنوان يك فرآيند مشاركتي وجود دارد و چه مسائلي كه به وظايف مديران در سطح مدارس مربوط مي شوند، مورد بررسي قرار گيرند. مساله اساسي در زمينة تلقي مديريت آموزشگاهي به عنوان يك فرآيند مشاركتي، آن است كه آيا اين نوع مديريت، مجموعه اقدامات و كنش هايي است كه از سوي يك نفر صورت مي گيرد؟ آيا چنين اقداماتي به تنهايي، چه با پشتوانة علمي و چه با پشتوانة تجربي موفقيت خواهند داشت؟ و آيا اصولاً فرآيند مديريت آموزشگاهي در شخص مدير خلاصه مي شود و يا آن كه خود مدير هم به عنوان بخشي از فرآيند محسوب مي گردد؟ برخي از مسائل مطروحه در زمينة وظايف مديران در سطح مدارس عبارتند از: عدم جامع نگري به نيازهاي دانش آموزان؛ عدم باور به نقش كاركنان و دانش آموزان در پيشبرد اهداف آموزشي از طريق مشاركت در تصميم گيريها؛ پيروي از اصل آزمايش و خطا، هم در اتخاذ تصميمات آموزشي و پرورشي و هم در نحوة برقراري ارتباط با كاركنان و دانش آموزان، مشغوليت ذهني و عملي به امور غير آموزشي مانند: مكاتبات اداري و عمراني. از اين رو نويسنده معتقد است برداشتي كه هم اكنون از مفهوم و وظايف مديريت آموزشگاهي در سطح مدارس وجود دارد، برداشتي سنتي و ناكار آمد است و در نتيجه همان گونه كه اشاره خواهد شد، غالب مديران غير آموزش ديده در ايفاي درست وظايفشان با دشواري رو به رو هستند.

 

تـــــعريف مديــــــــــــريت

تعاريف مديريت غالباً اصالت را يا به فرد و گروه اجتماعي و يا به سازمان مي دهند. براي مثال: " فالت " (Follett) مديريت را " هنر انجام دادن كار به وسيله ديگران " مي داند. اين تعريف نه تنها با آموزشهاي نظرية نئوكلاسيك همخواني ندارد، بلكه مي تواند براي توجيه يك نظام استثماري مورد استفاده قرار گيرد. در واقع اين ذهنيت فلسفي و يا ديدگاه خاص گوينده است كه تعريف او را با سوگيري مواجه مي سازد. اصالت هم با فرد و هم با سازمان است ولي با توجه به نوع و ماهيت سازمان، تنها ميزان اهميت هر يك از‌ آن دو فرق خواهد كرد. با در نظر گرفتن مطلب فوق، تعريفي از مديريت در زير ارائه مي شود: " مديريت عبارت از توانايي پرورش و هماهنگ سازي فرآيند هاي خود رهبري اعضاي سازمان در ارتباط و همسو با اهداف سازمان است. " اين تعريف بر چند پيش فرض زير استوار است:

 

ـ كاركنان قابليت رشد شخصي و حرفه اي و نيز توانايي اداره كردن خويش را دارند.

ـ كارآيي و اثر بخشي سازمان در گرو رشد و در نتيجه تلاش بيشتر كاركنان است.

ـ سازمان و اهداف آن راهنماي عمل مديريت و كاركنان است.

ـ نقش مدير يك نقش حرفه اي است و نه صرفاً تجربه اندوزي در حين عمل.

ـ مديريت به عنوان يك فرآيند مشاركتي در نظر گرفته شده است. فرآيندي كه نقش مدير در آن كمرنگ است و بيشتر نقش يك پشتيبان، تسهيل گر و هماهنگ كننده را دارد.

 

در سالهاي بين 1910 تا 1930 مديريت آموزشي را به عنوان هدايت امور و بازرسي آنها مي دانستند. در اين دوران معلمان بدون گذراندن دوره خاصي وارد اين حرفه مي شدند و وظيفة مدير، نظارت بر كارهاي معلمان، از نزديك بود. در سال هاي بين 1930 تا 1940 به مديريت و رهبري مبتني بر آزادمنشي توجه شد و منظور از آن ترغيب معلمان به انجام دادن چيزي بود كه مدير مد نظر داشت. در سالهاي بين 1940 تا 1950 مديريت آموزشي را امر و كوششي تعاوني مي دانستند. به نظر آنان تمام افراد شاغل در يك مدرسه در حال رهبري و هدايت يكديگرند. در نتيجه به جاي كلمة « بازرسي » عباراتي از قبيل: « كمك متقابل »،‌ « مشورت كردن با هم »، « طرح ريزي به كمك هم » يا حتي « گفتگو كردن با يكديگر در باب بهتركردن وضع « تعليم و تعلم » را به كار مي بردند. طبق اين مفهوم، وظيفه مدير يا رهبر آموزشي عبارت از فراهم ساختن تسهيلاتي است كه افراد بتوانند با هم به مشورت بپردازند و از تجارب يكديگر بهره برند.

 

برخي، وظايف مديران مدارس را در هفت زمينة اصلي برشمرده اند:

پرسنل آموزشي، پرسنل دانش آموزي، رهبريت مدرسه و محله، توسعه تدريس و مواد درسي، مديريت امور مالي ـ اداري، ساختمان مدرسه و وظايف عمومي.

 

و بعضي ديگر وظايف مديران مؤسسات آموزشي و مدارس را در شش گروه به شرح زير طبقه بندي نموده اند:

برنامة آموزشي و تدريس، امور دانش آموزي، امور كاركنان آموزشي، روابط مدرسه ـ اجتماع، تسهيلات و تجهيزات آموزشي و امور اداري و مالي.

منبع:سایت مدیریت

مطلب آقای علی دربندی مدیر محترم مجتمع دهلی نو(بچه مستقل وبچه وابسته)

بچه مستقل سرفه میکند.مادر یک دستمال در میآورد و به بچه میدهد.

بچه وابسته شدید سرفه میکند.مادر به او میگوید نکن. بعد هم بچه را دعوا میکند که بیا!  به حرف من گوش ندی اینطوری میشی میگم غذا بخور نمیخوری و کلی با بچه دعوا میکند یامادر گریه می کندکه چی شده خاک بر سرم چی خوردی زود با شلوغ کاری یک سری دارو تجویز میکند و بعضیها هم زود میرن پیش دکتر.  بچه حالا علاوه بر سرفه زر هم میزند.


بچه مستقل غر میزند و نمیخواهد از مغازه بیرون برود. پدر به او میگوید که راه خروج را بلد نیست و از بچه میخواهد خروجی را نشانش بدهد.بچه یورتمه کنان بطرف در میرود و خوشحال است.احساس میکند کار مهمی انجام میدهد.

بچه وابسته غر میزند و نمیخواهد از مغازه بیرون برود. او را بزور و کشان کشان بیرون میبرند. بچه زِر میزند. بچه وابسته غر میزند و نمیخواهد از مغازه بیرون برود.قربان صدقه‌اش میروند و وعده شکلات و بستنی میدهند. بچه رشوه را قبول میکند. همچنان غر میزند و از مغازه خارج میشود.مشغول چانه‌زدن بر سر تعداد بستنی است.


بچه مستقل در مدرسه دعوا کرده‌است. داستان را برای مادر تعریف میکند.مادر گوش میدهد اما عکس‌العملی نشان نمیدهد.

بچه وابسته در مدرسه دعوا کرده‌است. داستان را برای مادر تعریف میکند. مادر در حالیکه سعی دارد باقیمانده غذا را از لای دندانش بیرون بکشد گوش میدهد. به بچه میگوید: اون فقیره. واسه همین بی‌تربیته .تو باهاش بازی نکن! یا میگه غلط کرده بچه پر روی بی تربیت. فردا میام مدرسه میدم حسابشو بزارن کف دستش. تنبیهش کنن(من غرق در منطق و فراست اینجور مادرها شده‌ام!!)


بچه مستقل زمین خورده‌است. بلند میشود و به بازی ادامه میدهد.

بچه وابسته زمین خورده‌است. مادر توی سرش میزند و(یا امام رضا)میگوید.  بچه را بلند میکند و مثل کیسه سیب‌زمینی میتکاند. بچه میترسد و جیغ میکشد. مادر گونه میخراشد. هر دو مفصل هوار میکشند. بعد بچه میرود بازی کند.

بچه مستقل در کلاس نمره کم آورده ودر منزل گریه وانابه که مقصر آموزگارم است وپدر ومادر به او می فهمانند که نه فرزندم ،این بار تلاشت کم بوده وگرنه آموزگار مهربانت موفقیت شما رامی خواهد.

بچه وابسته در کلاس نمره کم آورده ودر منزل گریه وانابه که مقصر آموزگارم است وپدر ومادرضمن ناسزاگویی به آموزگار در منزل به بچه می گوید معلم بی خود کرده ،حقوق می گیره که کار کنه ،حقوقش حرامش باشد وفردا با حالتی طلبکارانه به مدرسه می رود و تمام شکستهای بچه را گردن آموزگارو...


در مطب دکتر حوصله بچه مستقل سر رفته‌است. مادر از کیفش کاغذ و مداد ‌رنگی بیرون میآورد. بچه مشغول خط کشیدن و نقاشی می شود.

در مطب دکتر حوصله بچه وابسته سر رفته‌ است. مادر هم کلافه به منشی که: پس نوبت ما کی میشه؟ بچه دارم!! نمیتونم بشینم. مادر کاغذ و مداد رنگی ندارد. یک صورتحساب از کیفش در میآورد. یک خودکار ته کیفش پیدا میکند. اول کلی ها میکند و نوک زبانش میزند تا بنویسد. بچه دو خط میکشد. رنگ ندارد و جذبش نمیکند. از جایش بلند میشود تا دور اتاق چرخی بزند. مادر مثل گرامافونی که سوزنش گیر کرده باشد لاینقطع میگوید نرو،نکن، نگو، دست نزن، بیا، حرف نزن، آروم باش، ول کن، به پدرت میگم ....و در نهایت یه پیچی هم بچه را میدهد بچه عربده میکشد. اعصاب همه خرد شده ‌است. دلت میخواهد بلند شوی و دو دستی بکوبی توی سر پدر و مادر بچه ی وابسته!!!

و این ماجرا ها تمام نشدنی است و شاید بهتر باشه بگیم: والدینی که بچه های وابسته تربیت می کنند،خود نیاز به یک تربیت اساسی دارند.

باتشکر از آقای علی دربندی

پارامترهای ارزیابی جووفرهنگ سازمان

 

یکی از وظایف مدیر ارزیابی جووفرهنگ سازمانی است که خود او عضوی از آن است تا از بازخورد آن بتواند در اصلاح رفتار سازمانی ،سازمان خود به موقع اقدام نماید .

در ذیل معیارهای ارزیابی جو وفرهنگ سازمان (مدرسه )که بر گرفته از کلاسهای درس جناب آقای دکترعلی علاقه مند که افتخار شاگردی ایشان داشته ام تقدیم می کنم که باجواب دادن در چهار سطح عالی(2.5)،خوب (2) متوسط (1.5) وضعیف (1نمره) می توانیم خود وسازمانمان را مورد ارزیابی قرار دهیم)نمره 100عالی،80خوب،60متوسط و40ضعیف می باشد)

1-    معلمان با همدیگر رابطه صمیمی دارند.

2-    معلمان در رفت وآمد،نظم را رعایت می کنند.

3-    رابطه معلمان با اولیاء عاطفی ودوستانه است.

4-    معلمان درانجام فعالیت های درسی از روش های تنبیهی استفاده نمی کنند.

5-    معلمان درمحیط کار احساس خستگی نمی کنند.

6-    رابطه معلمان با کادر اجرایی مطلوب است.

7-    مدیر بیشترارتباط غیر رسمی با معلمان بر قرار می کند.

8-    مدیر درانجام وظایف توسط زیردستان از روابط دوستانه استفاده می کند.

9-    مدیر به جلسات شورای آموزشی اهمیت می دهد.

10-                       معلمان در جلسات فعال هستند.

11-                       نظرات معلمان توسط مدیر مورد توجه وپیگیری قرار می گیرد.

12-                       معلمان از این که در این مدرسه کار می کنند خوشحالند.

13-                       مدیر از برخورد معلمان با اولیاء احساس رضایت می کند.

14-                       دانش اموزان نسبت به برخورد معلمین احساس رضایت می کنند.

15-                       اولیاء دانش آموزان نسبت به وضعیت فراهم شده در مدرسه توسط مدیر رضایت دارند.

16-                       معلمین از احساس تعهد اولیاء،نسبت به دانش آموزان احساس رضایت دارند.

17-                       فضای فیزیکی مدرسه توسط مدیر مورد توجه وپیگیری قرار می گیرد.

18-                       فراهم نمودن وسائل کمک آموزشی توسط مدیر مورد توجه قرار می گیرد.

19-                       معلمین در بررسی وضعیت درسی دانش آموزان وپیگیری آن حساس هستند.

20-                       تکالیف درسی که به عهده ی دانش آموزان قرارمی گیرد متناسب با وضعیت جسمی وروحی روانی آنان می باشد.

21-                       تفاوت های فردی مورد توجه معلمین قرار می گیرد.

22-                       در ارزشیابی های به عمل آمده توسط مدیرتفاوت های فردی کارکنان مورد توجه قرار می گیرد.

23-                       معلمین از نتایج ارزشیابی هاکه توسط مدیر صورت می گیرد راضی هستند.

24-                       شورای دبیران در مدرسه کارائی واثر بخشی خوبی دارد.

25-                       مدیر در جذب ونگهداری معلمین با تجربه، موفق است.

26-                       امتحانات به عمل آمده توسط معلمین ،اهداف آموزشی کتاب رادنبال می کند.

27-                       نمره تنها ملاک ارزشیابی معلم از دانش آموز نیست.

28-                       معلمین علاوه بر مسائل درسی ،مسائل تربیتی دانش آموزان راهم پیگیری می کنند.

29-                       رعایت نظم درورود وخروج، تنها ملاک خوب بودن معلم در مدرسه نمی باشد.

30-                       رعایت حرمت واحترام معلم، ازارزش های مورد توجه مدیر است.

31-                       مدیر مدرسه مرتبا مسائل اخلاقی دانش آموزان را پیگیری می کند.

32-                       در فعالیت های آموزشی،دانش آموزان به فعالیت واداشته می شوند.

33-                       کتاب محوری از ملاک های مورد توجه معلم در ارزشیابی هاست.

34-                       مدیر در بوجود آوردن محیطی آرام برای معلمین حساسیت خاصی دارد.

35-                       حضور مرتب مدیر در مدرسه علت اساسی بوجود آمدن نظم می باشد.

36-                       در جلسات شورای آموزشی مدیر بیشتر شنونده است تا گوینده.

37-                       غیبت معلمین بیشتر علت یابی می شود تا گزارش.

38-                       نظم بوجود آمده درمدرسه وموفقیت آن،بخاطر روابط غیر رسمی واحترام به معلمین است که توسط مدیرصورت می گیرد.

39-                       مدیر نسبت به غیبت دانش آموزان حساسیت خاص دارد.

40-                       رعایت حرمت اولیاء ودانش آموزان از مسائل مورد توجه مدیر است.

البته موارد چهل گانه فوق می تواند منشور اخلاقی مدیر واز جمله ی شرح وظائف اوباشد .

توصیه های پرورشی واخلاقی

 

 توصیه های پرورشی واخلاقی

از مصادیق معروف:

اقامه ی نماز- شرکت در فعالیتهای پرورشی واجتماعی جامعه – شرکت در سازندگی

مدرسه،منطقه وکشور- احترام به اولیائ مدرسه- حق شناسی از معلم- تلاش در تحصیل

وکسب رتبه های علمی وآموزشی- امانتداری- ادب- انجام وظائف- بردباری- وفای به عهد-

عفو وگذشت- صدق وراستی- نوعدوستی- انتخاب دوست خوب- گفتار نیکو- آراستگی

ونظافت- عدالت- انتقاد پذیری- نیکی به پدر ومادر- همیاری- شرم وحیا.

 

مدیریت از دیدگاه صاحبنظران

مدیریت ازنگاه صاحبنظران:

1-  فایول از صاحبنظران علم مدیریت می گوید مدیریت یعنی"پیش بینی فعالیت ،برای نیل به هدفهای سازمان در آینده"   (تاکید بر برنامه ریزی)

2-  چستربارنارد از دیگرپیشگامان علم مدیریت می گوید:"مدیریت یعنی همکاری دو یا چند نفر انسان برای نیل به هدف معین ومشخص" (تاکید بر تعامل وهدف)

3-  مری پارکر فالت از پیشاهنگان مکتب روابط انسانی می گوید:"مدیریت عبارت است ازهنر انجام دادن کارها به وسیله ی دیگران" (تاکید برهمکاری وروابط انسانی)

4-  دکتر علی رضاییان از صاحبنظران ایرانی می گوید: مدیریت یعنی "مدیریت،فرایند به کارگیری موثر وکارآمد منابع مادی وانسانی دربرنامه ریزی،سازماندهی،بسیج منابع وامکانات،هدایت وکنترل است که برای دستیابی به اهداف سازمانی وبر اساس نظام ارزشی موردقبول،صورت می گیرد"

5-  استاد مطهری (ره)در کتاب مدیریت ورهبری در اسلام مدیریت را اینگونه تعریف کرده است:"مدیریت یعنی مجهز کردن نیروها،تحریک نیروها،آزاد کردن نیروها ودر عین حال کنترل نیروها ودر مجرای صحیح انداختن آنها،سامان دادن،سازمان دادن وحرارت بخشیدن به آنها"

علاوه بر مطالب فوق علمای مدیریت مسائل مربوط به سازمان ومدیریت را در یک الگوی مفهومی به دودسته  تقسیم کرده اند:

الف)وظائف مدیریت  که شامل:

1-برنامه ریزی  2-سازماندهی  3-کنترل  4-هدایت وسرپرستی

ب)فنون مدیریت  که شامل:

1-تکنیکها وفنون علوم رفتاری  2-فنون وتکنیکهای مقداری 3-فنون تصمیم گیری  4-تکنیک ها وفنون تجزیه وتحلیل

مطلب آقای آقابراری مدیر محترم مجعمع اسلام آباد(خارپشت ها)


متن حكايت
زمستان بسيار سختي بود. آن قدر سرد بود كه برخي از حيوانات جنگل يخ زده بودند. برخي حيوانات كه گروهي زندگي مي كردند دور هم جمع شده بودند زيرا با اين روش مي توانستند بهتر خود را گرم كنند و خود را از مرگ حتمي نجات دهند. خارپشت ها هم خواستند از اين روش استفاده كنند اما با خارهايشان يكديگر را زخمي مي كردند. بايد تصميم مي گرفتند؛ يا خارهاي دوستان را تحمل كنند يا از سرما يخ بزنند.

خارپشت ها آموختند كه زخم هاي كوچك ناشي از همزيستي را بپذيرند چون گرماي وجود دوستانشان مهمتر بود و اين چنين بود كه توانستند زنده بمانند.

شرح حكايت
سازماني موفق خواهد بود كه بتواند از پتانسيل افراد داراي ديدگاه هاي متفاوت و متضاد و پذيرش و هضم آنها در جهت مقاصد سازمان به خوبي استفاده كند.

با تشکر از آقای آقا براری

مطلب آقای علی دربندی مدیر محترم مجتمع آموزشی دهلی نو(دهه ی فجر مبارک باد)

بسم الله الرحمن الرحيم‏

«والفجر و ليال‌ عشر . . .»

 

 

 

 

ديو گريخته‌ بود و آنك‌ قلبها در عشق‌ وصال‌ دوست‌ مي‌تپيد و امت‌ بي‌ قرار و بي‌صبرانه‌ در انتظار زمان‌ موعود لحظه‌ شماري‌ مي‌كرد

سرانجام‌ زمان‌ انتظار به‌ سر آمد و فرشته‌ نجات‌ بر قلب‌ ايران‌ زمين‌ اسلامي‌ فرو نشست‌.

آن‌ روز 12 بهمن‌ بود

امام‌ پس‌ از سالها دوري‌ و تبعيد با ورود پيروزمندانه‌ خود اولين‌ طليعة‌ فجر را به‌ ارمغان‌ آورده‌ بود ...

در پرتو مكتب‌ پربار و غني‌ اسلام‌ و هماهنگي‌ دو عنصر اصيل‌ و زير بنايي‌ جامعه‌ اسلامي‌

رهبري‌ روحانيت‌ اصيل‌ و پيشتاز به‌ ويژه‌ رهبريهاي‌ امام‌ امت‌ حضرت‌ امام‌ خميني‌ رحمه الله علیه

‌ و وحدت‌ امت‌ فداكار و خستگي‌ناپذير

بساط‌ حكومت‌ 2500 ساله‌ شاهنشاهي‌ براي‌ هميشه‌ فروريخت‌

و بدينسان‌ بذر آرمان‌هاي‌ مترقي‌ و متعالي‌ اسلامي‌ كه‌ نسل‌ در نسل‌ از بدو نفوذ اسلام‌ بر دلهاي‌ آحاد مردم‌ ايران‌ كاشته‌ شده‌ بود

در خجسته‌ روز 22 بهمن با پيروزي‌ شكوهمند انقلاب‌ اسلامي‌ ايران‌ به‌ شكوفايي‌ نشست‌.

دهه فجر انقلاب اسلامي ايران يادآور سلحشوري ها و پايمردي هاي رهايي بخش

و ستم سوز مردم آزادي خواه با رهبری بزرگ مرد تاریخ امام خمینی رحمه الله علیه

در برابر حاكميت شجره استبداد است و با ظهور انقلاب اسلامي

 عصر بی عدالتی - چپاول سرمایه های ملی بدست بیگانگان - افول و انحطاط جامعه به سرآمد

و دوران درخشان رستگاري – سعادت -  عدالت و رشد فرا رسيد.

امام خميني(ره) آن مرد آسمانی

با يك عزم راسخ و با اتكا به اراده نستوه مردم پایه های ظلم و بیدادگری را ویران

و سرفصل نويني را در حيات اجتماعي ايران اسلامي گشود.

ياد معمار انقلاب اسلامي و رهبر آزاده - حضرت امام خميني (ره )

و فرا رسيدن اين ايام خاطره انگيز و غرور آفرين در تاريخ پر افتخار ايران عزيز را گرامي مي داريم

با تشکر از جناب آقای دربندی مدیر محترم مجتمع آموزشی ج ا ایران در دهلی

مطلب جناب آقای آقابراری از مجتمع آموزشی اسلام آباد

متن حكايت

روزي مردي ثروتمند در اتومبيل جديد و گران قيمت خود با سرعت فراوان از خيابان كم رفت و آمدي مي‌گذشت. ناگهان از بين دو اتومبيل پارك شده در كنار خيابان يك پسر بچه پاره آجري به سمت او پرتاب كرد. پاره آجر به اتومبيل او برخورد كرد. مرد پايش را روي ترمز گذاشت و سريع پياده شد و ديد كه اتومبيلش صدمه زيادي ديده است. به طرف پسرك رفت و او را سرزنش كرد. پسرك گريان، با تلاش فراوان بالاخره توانست توجه مرد را به سمت پياده رو، جايي كه برادر فلجش از روي صندلي چرخدار به زمين افتاده بود جلب كند.

پسرك گفت: "اينجا خيابان خلوتي است و به ندرت كسي از آن عبور مي كند. برادر بزرگم از روي صندلي چرخدارش به زمين افتاده و من زور كافي براي بلند كردنش ندارم. براي اينكه شما را متوقف كنم ناچار شدم از اين پاره آجر استفاده كنم". مرد بسيار متأثر شد و از پسر عذر خواهي كرد. برادر پسرك را بلند كرد و روي صندلي نشاند و سوار اتومبيل گران قيمتش شد و به راهش ادامه داد.

شرح حكايت

در زندگي چنان با سرعت حركت نكنيم كه ديگران مجبور شوند براي جلب توجه ما پاره آجر به طرفمان پرتاب كنند! خدا در روح ما زمزمه مي كند و با قلب ما حرف ميزند. اما بعضي اوقات زماني كه ما وقت نداريم گوش كنيم، او مجبور مي شود پاره آجر به سمتمان پرتاب كند. اين انتخاب خودمان است كه گوش بكنيم يا نكنيم!

قابل توجه مديران؛ به محيط داخلي و خارجي سازمان خود به اندازه كافي توجه داشته باشيد. ذينفعان داخلي و خارجي سازمان را در نظر بگيريد و به خواستها و نيازهاي آنها توجه كنيد. نيروي انساني به عنوان يك سيستم طبيعي زنده و هوشمند و سازمان به عنوان يك سيستم اجتماعي پيچيده، رفتارهاي متنوع و پيچيده‌اي از خود نشان مي‌دهند كه حكم «پاره آجر» حكايت را دارند اما به آن سادگي كه مرد ثروتمند متوجه پاره آجر شد مديران نخواهند توانست «پاره آجرهاي» نيروي انساني و سازمان را درك كنند چرا كه نوع آنها متنوع، پيچيده بوده و داراي معاني مختلف هستند و ممكن است خود را در قالب نقاط قوت و ضعف نشان دهند. بنابراين بايد شناخت كافي نسبت به نيروي انساني و سازمان خود داشته باشند و رفتار و سبك متناسب با مديريت آنها را بكار بندند. هم‌چنين محيط خارجي سازمان نيز بايد بررسي شود و «پاره آجرهايي» كه در قالب فرصت‌ها و تهديدها در پيش روي سازمان قرار مي‌گيرند، پيش از آنكه مانند پاره آجر به سازمان صدمه بزنند، شناسايي شده و رفتار مناسب براي برخورد با آنها اتخاذ شود

باتشکر از جناب آقای آقابراری از اسلام آباد.

مطلب جناب آقای دربندی مدیر محترم مجتمع آموزشی دهلی (سخنانی کوتاه اما جاودانه)

سخنانی کوتاه اما جاودانه

Bill Gates

If you born poor, it's not your mistake. But if you die poor it's your mistake

بیل گیتس:

اگر فقیر به دنیا آمده‌اید، این اشتباه شما نیست اما اگر فقیر بمیرید، این اشتباه شما است.

 

 

Swami Vivekananda

In a day, when you don't come across any problems, you can be sure that you are traveling in a wrong path.

سوآمی ویوکاناندن

در یک روز، اگر شما با هیچ مشکلی مواجه نمی‌شوید، می توانید مطمئن باشید که در مسیر اشتباه حرکت می‌کنید.

 

 

William Shakespeare

Three sentences for getting SUCCESS:

a) Know more than other.

b) Work more than other.

c) Expect less than other

ویلیام شکسپیر

سه جمله برای کسب موفقیت:

الف) بیشتر از دیگران بدانید.

ب) بیشتر از دیگران کار کنید.

ج) کمتر انتظار داشته باشید.

  

  Alien Strik

Don't compare yourself with anyone in this world. If you do so, you are insulting yourself.

آلن استرایک

در این دنیا، خود را با کسی مقایسه نکنید، در این صورت به خودتان توهین کرده‌اید.

 

  Bonnie Blair

Winning doesn't always mean being first, winning means you're doing better than you've done before.

بونی بلر

برنده شدن همیشه به معنی اولین بودن نیست. برنده شدن به معنی انجام کار، بهتر از دفعات قبل است.

 

  Thomas Edison

I will not say I failed 1000 times, I will say that I discovered there are 1000 ways that can cause failure.

توماس ادیسون

من نمی‌گویم که ١٠٠٠ شکست خورده‌ام. من می‌گویم فهمیده‌ام ١٠٠٠ راه وجود دارد که می‌تواند باعث شکست شود.

 

  Leo Tolstoy

Everyone thinks of changing the world, but no one thinks of changing himself.

لئو تولستوی

هر کس به فکر تغییر جهان است. اما هیچ کس به فکر تغییر خویش نیست.

 

  Abraham Lincoln

Believing everybody is dangerous; believing nobody is very dangerous.

آبراهام لینکلن

همه را باور کردن، خطرناک است. اما هیچکس را باور نکردن، خیلی خطرناک است.

 

 Einstein

If someone feels that they had never made a mistake in their life, then it means they had never tried a new thing in their life.

انشتین

اگر کسی احساس کند که در زندگیش هیچ اشتباهی را نکرده است، به این معنی است که هیچ تلاشی در زندگی خود نکرده.

 

  Charles

Never break four things in your life: Trust, Promise, Relation & Heart. Because when they break they don't make noise but pains a lot.

چارلز

در زندگی خود هیچوقت چهار چیز را نشکنید.

اعتماد، قول، ارتباط و قلب. شکسته شدن آنها صدائی ندارد ولی دردناک است.

 

 

Mother Teresa

If you start judging people you will be having no time to love them.

مادر ترزا

اگر شروع به قضاوت مردم کنید، وقتی برای دوست داشتن آنها نخواهید داشت.

 

باتشکر ازجناب آقای علی دربندی از دهلی نو

 

مطلب آقای دربندی مدیر مخترم مجتمع آموزشی دهلی نو (مانع پیشرفت)

مانع پیشرفت

یکروز وقتى کارمندان به اداره رسیدند، اطلاعیه بزرگى را در تابلوى اعلانات دیدند که روى آن نوشته شده بود:

دیروز فردى که مانع پیشرفت شما در این اداره بود درگذشت. شما را به شرکت در مراسم تشییع جنازه که ساعت ١٠ در سالن اجتماعات برگزار مى‌شود دعوت مى‌کنیم.

در ابتدا، همه از دریافت خبر مرگ یکى از همکارشان ناراحت مى‌شدند امّا پس از مدتى، کنجکاو مى‌شدند که بدانند کسى که مانع پیشرفت آن‌ها در اداره مى‌شده که بوده است. این کنجکاوى، تقریباً تمام کارمندان را ساعت١٠ به سالن اجتماعات کشاند.

رفته رفته که جمعیت زیاد مى‌شد هیجان هم بالا مى‌رفت. همه پیش خود فکر مى‌کردند:

" این فرد چه کسى بود که مانع پیشرفت ما در اداره بود؟ به هر حال خوب شد که مرد! "

کارمندان در صفى قرار گرفتند و یکى یکى نزدیک تابوت مى‌رفتند و وقتى به درون تابوت نگاه مى‌کردند ناگهان خشکشان مى‌زد و زبانشان بند مى‌آمد.

آینه‌اى درون تابوت قرار داده شده بود و هر کس به درون تابوت نگاه مى‌کرد، تصویر خود را مى‌دید. نوشته‌اى نیز بدین مضمون در کنار آینه بود:

تنها یک نفر وجود دارد که مى‌تواند مانع رشد شما شود و او هم کسى نیست جزء خود شما. شما تنها کسى هستید که مى‌توانید زندگى‌تان را متحوّل کنید.

شما تنها کسى هستید که مى‌توانید بر روى شادى‌ها، تصورات و موفقیت‌هایتان اثر گذار باشید. شما تنها کسى هستید که مى‌توانید به خودتان کمک کنید.

زندگى شما وقتى که رئیستان، دوستانتان، همکلاسهایتان، استادانتان، والدین‌تان، شریک زندگى‌تان یا محل کارتان تغییر مى‌کند، دستخوش تغییر نمى‌شود.

 زندگى شما تنها فقط وقتى تغییر مى‌کند که شما تغییر کنید، باورهاى محدود کننده خود را کنار بگذارید و باور کنید که شما تنها کسى هستید که مسئول زندگى خودتان مى‌باشید.

مهم‌ترین رابطه‌اى که در زندگى مى‌توانید داشته باشید، رابطه با خودتان است.

 

با تشکر ازمدیر محترم مجتمع آموزشی ایرانیان دهلی نو جناب آقای علی دربندی به خاطر ارسال مطلب فوق

 

مطلب آقای آقابراری مدیر محترم مجتمع آموزشی اسلام آباد

مردی که سوار بر بالن در حال حرکت بود ناگهان به یاد آورد قرار

مهمّی دارد؛ ارتفاعش را کم کرد و از مردی که روی زمین بود پرسید


"ببخشید آقا ؛ من قرار مهمّی دارم ، ممکنه به من بگویید کجا هستم تا ببینم به موقع به قرارم می رسم یا نه؟"


مرد روی زمین : بله، شما در ارتفاع حدودا ً ۶ متری در طول جغرافیایی " ۱٨'۲۴ﹾ۸۷ و عرض جغرافیایی "۴۱'۲۱ﹾ ۳۷ هستید. 


مرد بالن سوار : شما باید مهندس باشید


مرد روی زمین : بله، از کجا فهمیدید؟؟"


مرد بالن سوار : چون اطلاعاتی که شما به من دادید اگر چه کاملا ً دقیق بود به درد من نمی خورد و من هنوز نمی دانم کجا هستم و به موقع به قرارم می رسم یا نه؟"


مرد روی زمین : شما باید مدیر باشید.


مرد بالن سوار : بله، از کجا فهمیدید؟؟؟"


مرد روی زمین : چون شما نمی دانید کجا هستید و به کجا می خواهید بروید. قولی داده اید و نمی دانید چگونه به آن عمل کنید و انتظار دارید مسئولیت آن را دیگران بپذیرند.
 

اطلاعات دقيق هم به دردتان نميخورد!

 

باتشکر از مدیر محترم مجتمع آموزشی امام حسین (ع)اسلام آباد

مطلب آقای آقابراری مدیر محترم مجتمع آموزشی اسلام آباد(نکات مدیریتی)

کوتاه ترین راه رسیدن به ثروت آن است که قابلیت هایت را بشناسی و برآنها تکیه کنی.

کوتاه ترین راه برای جلوگیری از شکست احتمالی ، مشورت با کسانی است که قبلاً آن راه را رفته اند.

کوتاه ترین راه برای داشتن روانی سالم ، در نظر گرفتن زمانی برای خنده و شادی در هر روز است.

کوتاه ترین راه بری اینکه نخواهی چیزی را به خاطر بسپاری ، نگفتن دروغ است.

کوتاه ترین راه برای رسیدن به آرزوها ، واقع بین بودن است…


کوتاه ترین راه برای غیبت نکردن آن است که عیوب خود را مثل عیب دیگران ، ببینی .

کوتاه ترین راه برای داشتن جسمی سالم ، اعتدال در خوردن است ، نه زیاد و نه کم.

کوتاه ترین راه برای یافتن یک دوست ، توجه به علایق طرف مقابل است.

کوتاه ترین راه مبارزه با ترس ، روبه رو شدن با آن ترس است.

کوتاه ترین راه عشق ورزیدن ، نگاهی است خالص و بی ریا توام با عشق.

کوتاه ترین راه برای رهایی از افسردگی ، فکر کردن به چیزهای خوب است.

کوتاه ترین راه برای رسیدن به ثبات ، آن است که بر آن چه ایمان داری پافشاری کنی ، حتی اگر یک لشکر مخالف داشته باشی.

کوتاه ترین راه برای رسیدن به تکامل ، انتقاد پذیریی است.

کوتاه ترین راه برای دروغ نگفتن ، شجاع بودن است.

کوتاه ترین راه برای آینده نگری ، قناعت است.

کوتاه ترین راه برای حسرت نخوردن ، آن است که همیشه در حال زندگی کنی.

کوتاه ترین راه برای حل یک مساله ، فهمیدن درست صورت مساله است.

کوتاه ترین راه برای رسیدن به آرامش ، آن است که کمتر به چیزهایی که نداری فکر کنی.

کوتاه ترین راه برای اثبات دوستی ات به یک دوست ، آن است که شنوده خوبی باشی.

کوتاه ترین راه برای فاش نساختن راز دیگران آن است که هرگز به رازشان گوش ندهی.

کوتاه ترین راه برای تحقیر نکردن دیگران این است که فقط چند لحظه خودت را جای آنها قرار دهی.

کوتاه ترین راه برای رسیدن به قدرت واقعی ، تقویت هر چه بیشتر منطق است.

کوتاه ترین راه مقابله با دشمنان آن است که هرگز خونسردی ات را از دست ندهی.

کوتاه ترین راه غلبه بر مشکلات ، کوچک و ناچیز شمردن آنها است.

کوتاه ترین راه برای دانستن یک ارتباط سالم ، داشتن فکر و اندیشه سالم و قلب پاک است.

باتشکر از آقای آقابراری مدیر محترم مجتمع آموزشی ج ا ایران در اسلام آباد به خاطر ارسال مطلب فوق

ده نکته مدیریتی ازبیان اندیشمندان

اگر می خواهید کارکنانتان بزرگ بیندیشند، گام های بزرگ بردارید.
(مایکل دل ، نویسنده کتاب بی واسطه از دل)


lدورانی پر خطر پیش روی غول های دنیای کسب و کار قرار دارد ، مگر آن که در راه و روش خود باز نگری نمایند.
(چارلز هندی ، نویسنده کتاب پیل و پیشه)


lتنها خروج از سر مستی های گذشته بینش های تازه می آفریند.
(اندرو گرو ، نویسنده کتاب تنها بی پروایان پایدارند)


lانسان در بازی گاهی می برد و گاهی چیز یاد می گیرد.
(رابرت کیوساکی-شارون لچتر ، نویسندگان کتاب با بای دارا.با بای نادار)


lتغییر را نمی توان مهار کرد، ولی می توان از آن پیش افتاد.
(پیتر دراکر، نویسنده کتاب چالش های مدیریت در سده 21)


lمدیران امروز با سازمان هایی سر و کار دارند که هیچ شباهتی به سازمان های گذشته ندارند. جوامع و سازمان ها در صورتی قادر به دوام هستند که عمیقا تغییر کنند.
(چارلز هندی، نویسنده کتاب خدایان مدیریت)


lتنها امتیاز رقابتی سازمان ها در سده 21 بر خورداری از کارکنان فرهیخته و ارزش مند است و بهره برداری از این کارکنان بزرگ ترین چالشی است که مدیران در این سده با آن رو به رو هستند.
(مایکل ارمسترانگ، نویسنده کتاب مدیریت منابع انسانی)


lاگر شما فرهنگ را هدایت نکنید، فرهنگ شما را هدایت می کند.
(ادگار شاین ، نویسنده کتاب فرهنگ سازمانی)


lبازاریابی امروز نه بر محور امکانات تولیدی سازمان، که بر اسا س تامین رضایت مشتری استوار است.
(فیلیپ کاتلر ، نویسنده کتاب کاتلر در مدیریت بازار)


lاعمال شما با صدایی بلند تر از گفتارتان سخن می گویند.
(استیفن رابینز، نویسنده کتاب کلیدهای طلایی مدیریت منابع انسانی)


مجله الکترونیکی مدیریت - دکتر حیدری

فقر چیست

فقر

 

ميخواهم  بگويم ......

فقر  همه جا سر ميكشد .......

فقر ، گرسنگي نيست ، عرياني  هم  نيست ......

فقر ، چيزي را  " نداشتن " است ، ولي  ، آن چيز پول نيست ..... طلا و غذا نيست  .......

 

فقر  ،  همان گرد و خاكي است كه بر كتابهاي فروش نرفتهء يك كتابفروشي مي نشيند ......

 

فقر ،  تيغه هاي برنده ماشين بازيافت است ،‌ كه روزنامه هاي برگشتي را خرد ميكند ......

فقر ، كتيبهء سه هزار ساله اي است كه روي آن يادگاري نوشته اند .....

فقر ، پوست موزي است كه از پنجره يك اتومبيل به خيابان انداخته ميشود .....

فقر ،  همه جا سر ميكشد ........

                 

   فقر ، شب را " بي غذا  " سر كردن نيست ..

 

 

    فقر ، روز را  " بي انديشه"   سر كردن است

دکتر علی شریعتی

 

درمذمت ریاکاری

در مذمت ریا کاری

آورده اند نانوایی آوازه ی شهرت ابوبکر شبلی از عرفای به نام شنیده بود وآرزوی دیدارش را داشت

یک روز شبلی به دکان او رسید ویک قرص نان برداشت ،نانوا نان را از او گرفت واز خود راند.

شخصی به نانوا گفت: چرا چنین کردی؟مگر تو عاشق شبلی نبودی،او شبلی بود.

نانوا خیلی ناراحت شد و از کرده ی خود پشیمان،بسرعت به دنبال او به راه افتاد تا به او رسید.با گریه و زاری به پای او افتاد و از او عذر خواهی کرد.

شبلی معذرت او را پذیرفت و گفت:باید میهمانی ترتیب دهی و همه ی مردم را دعوت کنی.نانوا صد دینار خرج کرد و همه جا را آذین بست.

شخص شوریده حالی در مجلس از شبلی خواست که دوزخیان و بهشتیان را معرفی کند.شبلی گفت:

دوزخی این میزبان مجلس امروز است،زیرا به خاطرشهرت من،صد دینار خرج کرد،اما به خاطر خدا یک قرص نان نداد.پس ای دوست مواظب باش که کار هایمان باید برای رضای خدا باشد نه افراد و از روی ریا کاری

خاطرات مدیریتی

با سلام خدمت دوستان وهمکاران محترم

ضمن تشکر وسپاس از سرپرستی محترم شبه قاره هند به خاطر فراهم نمودن زمینه ی استفاده از تجربیات دوستان وهمکاران: 

 از همکاران محترم انتظار می رود که خاطره یا مطالب مرتبط با رشته ی مدیریت را به ادرس ذیل ارسال تا به نام همکار در وبلاگ درج گردد.البته قبل از پایان سال تحصیلی فعالیت دوستان مورد ارزیابی قرار می گیرد وافرادی که در بخش مدیریت فعال عمل نمایند مورد تقدیر سرپرستی محترم قرار خواهند گرفت.

با سپاس

Kazemik1343@yahoo.com

توصیه های مدیریتی

 

صداقت درمدیریت از عوامل تحکیم روابط انسانی واخلاقی در بین کارکنان مدرسه وتسهیل در امور است وبه فرموده شهید بزرگوار دکتر بهشتی"من تلخی برخورد صادقانه را بر شیرینی برخورد کاذبانه ترجیح می دهم"

با این باور از پچ پچ های در گوشی با مدیر وبرخوردهای ریاکارانه در محیط کاری خود جلوگیری کنید.

کشف وشکوفایی استعدادهای کارکنان در گرو تفویض اختیار واقعی ومشارکت کارکنان در تصمیم گیریها همراه با مسؤلیت می باشد.برخوردهای ارباب- رعیتی وکارگر- کارفرما در شأن هیچ سازمانی مخصوصأ آموزش وپرورش نیست، چون این برخوردها در بین کارکنان ایجاد یاس وتنفر نموده که اگر هم بروزنکند وتحمل گردد هیچ وقت دوست داشتنی وزیبا نیست ونخواهد بود وپایه های روابط انسانی را متزلزل می کند.

روزمرگی ومدیریت سنتی وآزمون وخطا در اداره ی سازمان ها نمی تواند جوابگوی نیازهای جدید وبه روز کارکنان ودانش آموزان درقرن 21 باشد.

پس باید" اصول مدیریتی گیولیک" را آویزه ی گوش نماییم وراههای نو وتازه را جهت پیشبرد امور در پیش گیریم وقدمها را مطمئن،بادقت وپیش بینی شده برداریم وهمراهی دیگران را پشتوانه ی کار خود قرار دهیم.

 

مقدمه

بسم الله الرحمن الرحیم

اللهم لا تکلنی الی نفسی طرفه عینا ابدا

همه ما می دانیم که عصر حاضر راتلفیقی از ارتباطات واطلاعات می نامند.عصری که بشردر آن بیش از گذشته خود رانیازمند به داشتن اطلاعات وبرقراری ارتباط ،برای کسب اطلاعات مورد نیاز می داند وانسانها از اولین لحظات زندگی در حال تلاش وتکاپو هستند ودلایل مختلفی برای این تلاش وجود دارد ولی نقطه ی مشترک تمام تلاشها نیاز است واین تکاپو جهت تامین نیازها صورت می پذیرد.

نیاز است که شخص را به تحرک وا می دارد وبه کارهای فرد جهت می دهد. یکی از اساسی ترین نیازهای بشر دسترسی به اطلاعات است وتا اطلاعات وجود نداشته باشد،امکان تامین هیچ یک از نیازهای بشری وجود ندارد ومی توان گفت که" اطلاعات"مادرتمام نیازهای بشری است اما کسب اطلاعات وارایه آن به دیگران نیاز به عنصر مهم "اخلاق"دارد تا بشر را از دایره ی انسانیت خارج نسازدوبتواند از جنبه های مثبت وسازنده ی تکنولوزی در ارایه واخذ اطلاعات استفاده نماید.

با توجه به موارد ذکر شده حقیر امید دارم که با استعانت از ایزد منان بتوانم از اخلاق،ایمان،علم وانسانیت دوستان،همکاران وسایر عزیزان وبزرگواران درس بیاموزم.

با سپاس فراوان وآرزوی توفیق