مدیریت قضاوت در قضاوت مدیریتی (مطلب جناب آقای توکلی مدیر محترم پونا)
مدیریت در نظام کنونی و نوین جهان نقشی پر آوازه یا بهتر بگوییم اصول و پایه را به خود اختصاص داده است ، بطوریکه تمام علوم و فنون در رهیابی به موفقیت می بایست از این مسیر تحول صعودی طی طریق نمایند.
در عالم وجود شناخت واقعیات با دریافتهای پردازشی درونی بسیار اختلاف فاحش و بعضا غیر متجانس و ناهماهنگ دارد ، ئرک واقعیت های پیرامون و مورد وقوع نقس مهم در طبقات سارمانی فرآیند برخورد و بازخورد ، در امر تصمیم گیری و تصمیم ساری را ایفامی کند ، بطوریکه رعایت این مهم در کارسازی سازمانی در نیل به اهداف و ایده ال ها اساسی ترین موضوعات یک مجموعه زنده و ترمیم گرا را تشکیل می دهد.
ادراک حقیقی ، شناخت جهانی است که در آن زندگیمی کنیم. ما بر اساس درکمان از واقعیت ها ، نه بر اساس آنچه عملا حقیقت دارد ، رفتار می کنیم . ما اطلاعات را دریافت و آن را جمع بندی و در قالب کلمات منقش به ادب و نزاکت که برای خودمان منحصر به فرد است ، تعبیر و تفسیر می کنیم. به عبارت دیگر، تصویری از جهان واقعی را نقاشی می کنیم که نمایانگر تفکر روانسازی شده ماست ف که اگر قلم ترسیمگر قضاوت را با همان بوم و رنگ و محیط و شرایط به نقاشی ماهر و ربر دست و یا نا آزموده ای مبتدی و نا آشنا بدهیم به همهن اندازه ر ابعاد و خصایص ترسیم شده با دیگر بومهای نقاشی شده اختلافی زیاد منبعث از تفکراتو بر داشتهای ذاتی و اکتسابی افراد دارد.
بنا بر این، افراد از حیث تصویر گری یکسان نمی باشند، به مفهومی کاملا واقعی، هر یک از ما در دنیای خاص خود زندگی می کنیم. تشخیص تفاوتخای موجود بین ئنیای ادراکی و واقعی برای درک رفتار سازمانی اهمیت دارد . مدیران آگاه از تفاوتها به هنگام تصمیم گیری دقت بیشتری به خرج می دهند د از اتخاذ تصمیمات مهم براساس شواهد نا کافی پرهیز می کنند. دقت د رعایت انصاف نشات گرفته از آن ، موضوعی حیاتی در شناخت رفتار است، و ما می توانیم انجام قضاوتهای دقیق تر در جریان ادراک دیگران را بیاموریم. برای این منظور لازم است از جهت گیریهای بالقوه و بالذات در زمینه فرآیندقضاوت و ادراک آگاه شویم.
ادراک به زبان ساده & درک حسی وپردازش بیرونی ودرونی و تطبیق با دروندادهای فطری و اکتسابی با وقایع و رویدادهای حادث محیطی جهت ملاک عمل قرار دادن آن & در تصمیمات و وانتخاب های آتی و آنی بصورت منظم وسازمانی می باشد.
ادراک & آگاهی از رخدادها، مردم و مستلزم جستجو& بدست آوردن و پردازش اطلاعات است. آنچه انجام می دهیم بستگی دارد به اینکه چگونه فضایی دا که در آن قرار می گیرد ، امری طبیعی است.نظر یک مادر به فرزند خود طبعا می تواند با نظر سایرین مثلاً کارفرمای فرزندش متفاوت باشد. از جمله دلایل تصمیم سازی نا مناسب می توان به موارد زیر اشاره کرد.
1- تصمیم گیری به توجه به محدودیت های سازمانی و آیین نامه ای.
2- مشارکت دادن افراد کوچک در تصمیم سازی های بزرگ .
3- توجه و اتکا به دلایل غیرضرور یا غیر واقعی خودآگاه یا ناخودآگاه .
4- پیش داوری یا ذهنیت قبلی از سوی تصمیم سازان یا مدیران .
5- فقدان ادله کافی برای نتیجه گیری یا ایجاد تغییر سازمانی .
6- تلاش برای نیت خوانی و تعبیر رفتارهای غیر کلامی فرد یا گروه هدف .
7- برتری دادن منافع وسودشخصی بر منافع گروه یا سازمان توسط مدیر یا تصمیم ساز.
8- نداشتن تنوع در کارشناسان یا عدم بکارگیری مشاوران خارج از سازمان در امر تصمیم سازی ولو اینکه دارای تجربیات مهم یا انکار ناپذیر باشند.
برای یک قضاوت هر چه نزدیکتر به صواب ، فرد کانونی در روند تصمیم سازی ویا حتی تصمیم گیری بایستی از آفات فوق دوری کرده و بتواند سازمان زیر مجموعه خود را روانتر وصائب تر هدایت کند. حتی تلاش در این سمت و سو نیز بزودی منجر به داشتن گروه یا سازمانی یکدل و فداکار ودر نتیجه موفق و با برونداد معین و پیش رونده خواهد گردید.
مجید قدیمی توکلی
مجتمع آموزشی پونا